فاصله بين مشكل وحل آن يك زانوزدن است،امانه دربرابرمشكل بلكه دربرابرخدا.

1- افزايش اثر بخشي و كارايي نظام آموزش و پرورش

2- ايجاد هماهنگي و همخواني ساختار با مراحل رشد و يادگيري

3- افزايش طول مدت دوره آموزش عمومي از هشت سال به نه سال

4- افزايش طول مدت دوره آموزش اجباري از هشت سال به نه سال

كمك به ماندگاري دانش آموزان دوره ابتدايي با افزايش دوره تحصيلي ابتدايي از پنج سال به شش سال

5- شروع تحصيلي رسمي و اجباري از 6 سالگي و ساختار دو مرحله اي ابتدايي و متوسطه با دلالت برخي از روايات اسلامي ناظر به فرآيند تربيت همخواني بيشتري دارد.

6- ساختار پيشنهادي با يافته هاي علمي و پژوهشي در زمينه ابعاد و مراحل رشد ( شناختي ، عاطفي ، هيجاني ، جسمي و اجتماعي ) و روانشناسي يادگيري همخواني و هماهنگي فزونتري دارد.

7- ساختار 3-3-6 فرصت بيستري را براي انطباق زبان و رفع مشكلات يادگيري كودكان در مناطق دو زبانه را فراهم مي كند و فاصله ميان كودكان متعلق به مناطق غير فارسي زبان را كاهش مي دهد ، كه كودكان دو يا سه زبانه به دليل نداشتن فرصت كافي جهت انطباق با زبان معيار در سال هاي بعد دچار افت تحصيلي مي شوند.

8- مطالعه تطبيقي در206 كشور جهان ، انتخاب ساختار مشابه ساختار جديد را در بيشتر كشور ها نسبت به ساير ساختار ها تائيد مي نمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ساعت 23:17  توسط صمیمی